مرتضى مطهرى
888
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اين جمله به صورت حديث در هيچ كتاب حديثى شيعه يا سنّى ديده نشده است ، معذلك نظر به اينكه با ذائقهء كوته فكران موافق آمده است شهرت فراوانى كسب كرده و وسيلهاى شده براى انكار هر گونه كوششى در اينگونه مسائل ، و از آن طرف هم عكس العملهايى به عنوان توجيه و تأويل اين حديث از طرف طرفداران تحقيق در معارف الهى ابراز شده است . عارف معروف ، محمود شبسترى در گلشن راز در برابر متمسكان به اين حديث عكس العمل نشان مىدهد آنجا كه مىگويد : جهان آن تو و تو مانده عاجز * ز تو محرومتر كس ديده هرگز ؟ ! چو محبوسان به يك منزل نشسته * به دست عجز پاى خويش بسته نشستى چون زنان در كوى ادبار * نمىدارى ز جهل خويشتن عار دليران جهان آغشته در خون * تو سر پوشيده ننهى پاى بيرون ! چه كردى فهم از « دين العجائز » * كه بر خود جهل مىدارى تو جائز ؟ اگر مردى برون آى و نظر كن * هر آنچ آيد به پيشت زان گذر كن مياسا يك زمان اندر مراحل * مشو موقوف همراه رواحل خليل آسا برو حق را طلب كن * شبى را روز و روزى را به شب كن برو اندر پى خواجه به اسرا * تفرج كن همه آيات كبرى برون آى از سراى امّ هانى * بگو مطلق حديث « من رآنى » شيخ محمد لاهيجى در شرح گلشن راز جملهء « عليكم بدين العجائز » را توجيه مىكند ، مىگويد : « در جملهء فوق نظر به تعبد و تسليم در فروع است نه در اصول ، مقصود اين است كه همچنانكه پير زنان در اجراى اوامر و فرمانها بدون چون و چرا عمل مىكنند شما نيز چنين كنيد ؛ مقصود اين نيست كه سطح افكار و انديشههاى شما در خداشناسى برابر با سطح افكار پير زنان باشد كه مثلًا خداوند را به صورت يك قلمبه نور در بالاى آسمانها تصور مىكنند و به او شكل انسانى مىدهند و خداوند را به همهء چيزهايى كه قرآن او را از آنها تنزيه مىكند توصيف مىكنند [ نقل به مضمون ] . » مولوى اين حديث را به نحوى ديگر توجيه مىكند . او توجهش به مادهء « عجز » است ، مىگويد مقصود اين است كه در راه او شكستگى و مسكنت را پيشه كنيد كه در